شیر عسل فقط برای پارمیدا😀
عصبانی شدن داستان امروزه من درباره ی شیر عسله شیر عسل شیر عسل پدرم من هرشب جعبه جعبه از این ها برایم میخرید و کسی اجازه نداشت به ان دست بزند اگر دست میزدن من داد میزدم و عصبانی میشدم مانند تصویر بالا☝🏼 مامانم این ها را قایم میکرد زیر کابینت و من یواشکی پیدایشان میکردم و بعد مامان برایم باز میکرد وبا لذت میخوردم☺️ ...
نویسنده :
پارمیدا نظری طهرانی
14:56





